در قرآن کریم آمده است که  ذوالقرنین پادشاهی عدالت پشه بوده است و از نیکوکاران و ستمدیدگان در برابر فسادگران حمایت می کرده است. کورش ((سیروس در انگلیسی و کوروس در یونانی)) در تاریخ یکی از چهره های شناخته شده است. موفقیت او در شکل گیری امپراطوری هخامنشی، نتیجه و آمیزه ای از هوشیاری و مهارت های دیپلماسی و نظامی گری و همچنین خلق و خوی او و داشتن دانایی و درایت کامل او از کشور بود. ایرانیان او را پدر و یونانیان  با آنکه کورش کشور  آنها را گرفته بود، او را مانند یک مرد قانونگذار و قانون نگر می دیدند و یهودیان به او مانند یک روحانی مقدس احترام می گذاشتند.

آرمانها و ایده آل های او بسیار بالا بود و به هیچ کس اجازه و حق قانون گذاری نمی داد مگر این که آن کس از لحاظ توانمندی از آنچه  دارد بالاتر باشد. از لحاظ یک رییس و مدیر و مجری، فراست و بینش زیادی داشت و خودش را یک شخص باهوش و معقول نشان داده بود و در نتیجه می توانست راحت تر از جهانگشایان گذشته قانون بگذارد.

 انسانیت او مساوی بود با آزادی و افتخار که همین باعث می شد که او مردم را در یک سطح نگاه کند که همین شخصیت او باعث شد که بقیه شاهان هم به او نگاه کرده و دنباله رو او شوند.تاریخ حتی از این هم فراتر رفته و به او لقب هایی مانند نابغه، سیاست مدار، مدیر و رهبر تمام مردها و اولین مبلغ و متخصص در فن لشکرکشی و تدابیر جنگی داده است. کورش به راستی و حقیقتاً که لیاقت دریافت کلمه کبیر را دارد.

سید احمدخان بنیانگذار دانشگاه علیگوه هندوستان نخستین کسی بود که کورش را ذوالقرنین معرفی کرد. علامه طباطبایی – ایت ا... مکارم شیرازی – محمد تقی شریعتی و نویسنده کشف الحقایق این مورد را تاکید کرده اند.

دلایل انطباق ذوالقرنین با کورش:

اگر ذوالقرنین مومن به خدا بود و دین توحید داشت ،کورش نیز بود

اگر ذوالقرنین پادشاهی عادل و رعیت پرور بود، کورش نیز بود.

اگر ذوالقرنین نسبت به ستمگران و دشمنان مردی سیاستمدار و سخت گیر بود او نیز بود.