هنجار (norm)

هنجار واژه اي است كه براي كلمه norm به كار برده مي شود، نرم در اصطلاح لاتين و يوناني به معني مقياس و گونيا است با اين مفهوم ،كه هر جزئي بخواهد در يك شبكه كلي قرار گيرد، بايد با آن شبكه متناسب و قياسش با آن هماهنگ باشد. در آمار هم منحني نرمال بيان كننده يك توزيع فراواني متناسب است. با اين حال مي توان گفت در جامعه شناسي نرم به معناي:

1- مقياس و قاعده براي رفتار

2- تنظيم روابطي كه اكثريت از آن پيروي مي كنند و عدم رعايت آن مجازات در پي دارد.

واژه هنجار در فارسي به معني راه، روش، راه راست، جاده، طرز و قاعده( عميد ، فارسي) و همچنين در فرهنگ معين به معني قانون، روش، رفتارو... آمده است:

«چيستي، مرغي، ستوري، آدمستي بازگو           ور به راه آدمي چون آدمت هنجار كو؟»

هنجار مفهومي است كه به هر قاعده اي اطلاق مي شود كه رعايت آن در زندگي اجتماعي براي فرد ضروري است. هنجار از مفاهيم اساسي جامعه شناسي محسوب شده و از مباحث اصلي آن به شمار مي رود. به عبارتي هر نوع ضابطه رفتاري است كه از نظر اجتماعي متضمن ارزشي مثبت است .  « هنجارهاي اجتماعي، رفتارهاي معيني هستند كه بر اساس ارزش هاي اجتماعي قرار دارند و با رعايت كردن آنها جامعه انتظام پيدا مي كند.»

هنجارها تعيين مي كنند كه مردم چگونه در شرايط معين در يك جامعه خاص بايد رفتار كنند، افراد آنچنان سريع و آسان با هنجارها انطباق مي يابند كه اصلا از وجود آنها آگاه نمي شوند. در واقع افراد  در جامعه بيشتر متوجه انحراف از هنجارها مي شوند تا انطباق با آنها. «انتظارات متقابل در گروه متكي به وجود هنجارها و ارزش ها است.»

طبق نظريه دوركيم: «تمنا و تعهد دو عنصر بنياني هنجار اجتماعي هستند.»

تعريف هنجار:

از هنجار تعاريف گوناگوني ارائه شده است كه به چند نمونه از آنها اشاره مي شود:

« هنجار، رفتار، قاعده، معيار يا ميزاني است كه با آن رفتار اجتماعي افراد در جامعه سنجيده مي شود. هر رفتاري كه با آن تطبيق كند رفتاري است بهنجار و اگر نسبت به آن انحراف داشته باشد نابهنجار تلقي مي شود..» 0 نيك گهر، 1369: 167)  بروس كوئن در كتاب در آمدي بر جامعه شناسي ، هنجار  را چنين تعريف مي كند: «يك هنجار به معيار تثبيت شده اي از آنچه كه بايد در يك فرهنگ خاص وجود داشته باشداطلاق مي شود.»

لالاند( laland) با ديدي فلسفي در تعريف هنجارها گفته است : « نوع ملموس و يا فرمول مجرد آنچه بايد باشد در هر زمينه كه قضاوت ارزشي در آن راه يابد. از اين دو معناهاي آرمان، قاعده، هدف و مدل بر حسب موارد از آن بر مي آيد.

بعضي از جامعه شناسان هنجار را در يك جمله و حتي در يك عبارت تعريف كرده اند: « هنجارها عبارت از احكامي هستند كه به عنوان ضوابط مشترك عمل اجتماعي به خدمت گرفته مي شوند.» دستور العمل هاي ريز بايدها و نبايد ها، الگوهاي رايج رفتاري، شرايط استاندارد، از اين قماش هستند.

هنجارهاي اجتماعي شيوه هاي رفتاري معيني است كه در گروه يا جامعه متداول است و فرد در جريان زندگي خود آن را مي آموزد و به كار مي بندد( جامعه پذيري) و انتظار دارد كه ديگر افراد گروه يا جامعه آنرا انجام دهند و اگر فردي هنجار جامعه يا گروه را رعايت نكند مورد سرزنش و حتي مجازات قرار مي گيرد. «هنجارها از راه جذب ذهني و جامعه پذيري اخذ و جذب مي شوند.»

هنجارها به خاطر استحكام شرايط وضع مي گردند. وجود هنجارها و رعايت آن در گروه و جامعه باعث همنوايي، نظم، يكپارچگي، وحدت رويه و انسجام در زندگي اجتماعي مي شود و بلعكس عدم رعايت آنها موجب از هم پاشيدگي و گسيختگي و هرج و مرج مي گردد.

هنجارهاي اجتماعي به عنوان الگوهاي رفتاري مشخص ، تكليف مردم را در شرايط و موقعيت هاي مختلف تعيين مي كنند . تمامي اعضاي جامعه در سايه آگاهي از هنجارهاست،كه مي توانند رفتارهاي متناسب با انتظارات ديگران ، انجام دهند. در واقع هنجار ها ،الگوهاي رفتاري تعيين شده و مورد توافق قرا گرفته كليه افرادي است كه در جامعه مشخص زندگي مي كنند و از زمينه فرهنگي مشابه و يا يكساني بر خوردارند. به همين دليل به هنجار الگوي عمل نيز گفته مي شود. چون ملاك سنجش درستي و يا نادرستي رفتار، همان هنجار جامعه مي باشد.

اين نكته را نيز نبايد فراموش كرد كه در جهان هيچ گروه و جامعه اي ، نداريم كه همه اعضاء و افراد آن هنجارهاي موجود زمان خودر ا به طور كامل رعايت كنند، قطعاً در هر گروه و جامعه عده اي، حداقل بعضي از هنجارها را نفي نموده و زير پا مي گذارند. به هر حال در هر گروه و جامعه اي افراد دانسته يا ندانسته از هنجارها تخطي مي كنند به اين نوع افراد نابهنجار (abnormal) مي گويند و عمل نابهنجار معمولاً با مجازات همراه است.

ويژگي هاي هنجار:

1- هنجار، استاندارد و شرايط است و صرفاً به خاطر استحكام شرايط، وضع مي شود.

2- وجود هنجار در شرايط مختلف به شخص كمك مي كند كه چگونه در يك وضع خاص رفتار كند، بدون اينكه خود متحمل زحمتي شود.

3- هنجارها هم خصلت ترغيب كنندگي دارند و هم خصلت تحريم كنندگي، يعني داراي دو نوع ويژگي هستند. بروس كوئن براي هنجارها دو خصوصيت قائل شده است. و در اين رابطه از دو مفهوم تحذيري و تجويزي استفاده كرده و مي گويد: « هنجارهاي تحذيري كاري را كه شخص نبايد بكند، مشخص مي كنند، براي مثال به فرد گفته مي شود كه به سرقت و آدم كشي دست زند. اما هنجارهاي تجويزي رفتارهايي را مشخص مي كند كه از شخص در موقعيت هاي اجتماعي معين انتظار مي رود. برابي نمونه از فرد انتظار مي رود كه به موقع سر قرار حاضر شود، لباسهاي مناسب بپوشد و از مقررات پيروي كند. »

با اين اوصاف مي توان نتيجه گرفت كه هنجارهاي تجويزي همان بايدهايي هستند كه افراد جامعه ملزم به رعايت آنها هستندو در صورت انجام ندادن آنها ضمن اينكه فرد به عنوان فرد نابهنجار شناخته مي شود، جامعه نيز دچار بي نظمي و آشوب خواهد شد. متقابلاً هنجارهاي تحذيري ، همان نبايدهايي هستند كه فرد نبايد در جامعه نسبت به انجام آنها، اقدام نمايد و در صورت ارتكاب مجازات خواهد شد.

عواملي كه موجب پيروي از هنجارها مي شود:

طبق نظريه جامعه شناسان فرد از طريق چند مكانيزم با جامعه ارتباط برقرار مي كند، از جمله آنها: اجتماعي شدن، عادت، سودمندي ( هنجار) ، تعلق گروهي و جزا( پاداش) مي باشند.كه به شرح مختصر هر يك مي پردازيم.

1- اجتماعي شدن (socialization): اجتماعي شدن فرآيندي است كه فرد از طريق آن با نقش هاي اجتماعي آشنا شده و شايستگي لازم، جهت ايفاي درست نقش ها ي مختلف را كسب مي كند. جامعه پذيري يا همان اجتماعي شدن جرياني است كه از بدو تولد شروع شده و تا زمان مرگ ادامه مي يابد و در هيچ دوره اي متوقف نمي شود ، اما دوره نوجواني و جواني به نسبت ساير دوره ها، حايز اهميت بيشتري است.( نگارنده)

2- عادت (habit): عادت به عنوان يك مكانيسم رواني كه در اثر تكرار آموخته ها شكل مي گيرد و همراه با ساده شدن رفتار است. بنابراين عادت نيز مي تواند به عنوان دومين شرط براي تبعيت و پيروي از هنجار محسوب شود.

«وقتي عده زيادي از اشخاص در جامعه به طرزي نسبتاً مشابه ودر مدتي طولاني عملي را تكرار مي كنند«عادت اجتماعي» به وجود مي آيد. اين شيوه تكراري فكر كردن و عمل نمودن يك الگو( هنجار) يا يك ميزان فرهنگي است.»

3- سودمندي هنجار (usefulness norm): معمولاً در افراد اين احساس وجود دارد كه هنجارها حافظ منافع آنهاست و با استفاده از مكانيزم هايي از اين منافع و مصالح حراست مي شود و در واقع كاركرد هنجارها براي جامعه سودمند است لذا وجود اين ديد مثبت نسبت به آنها باعث مي شود كه افراد به هنجارها گرايش پيدا كنند. مثال: اگر شخصي به چراغ قرمز احترام مي گذارد به خاطر آن است كه احساس مي كند كه جان او را از خطر حفظ مي كند.

4- تعلق گروهی (group commitment): شخص در جامعه بيشترين گرايش را به آن دسته از هنجارها نشان مي دهد كه بيشترين سازگاري را با هنجارهاي گروهي كه به آن تعلق گرفته است، داشته باشد. در حقيقت وفاداري افراد به هنجارهاي گروه تناسب مستقيمي با ميزان تعلق و تعهد افرادبه تعلقات گروه دارد و هرچه ميزان اين تعلق زياد باشد تبعيت و پيروي افراد از هنجارها نيز بيشتر خواهد بود و بالعكس.

5- جزا( sanction): دليل ديگري كه مارا وادار مي كند از هنجارها پيروي كنيم به خاطر پاداش و يا تنبيهي است كه در آن مستتر است. معمولاً جامعه عمل به هنجارهايي را كه خاصيت ترغيب كنندگي دارند ارزش قائل شده و پاداش مي دهد و نفس پاداش انگيزه اي مي شود براي پيروي مجدد از الگوهاي رفتاري واز طرفي بي توجهي و ناديده گرفتن آن دسته از هنجارهايي كه خصلت تحريم كنندگي دارند چون با تنبيه و تحقير همراه خواهد بود لذا انگيزه دريافت پاداش يا پرهيز از مجازات خود دليلي براي پيروي و تبعيت از هنجارها مي شود.

طبقه بندي هنجارها:

از آنجا كه هنجارها در كنار ارزش هاي اجتماعي بخش مهم و اساسي حوزه علمي جامعه شناسي و شاخه هاي آن را تشكيل مي دهند و از طرفي از گستردگي و تنوع زياد بر خوردارند لذا تاكنون در مورد طبقه بندي هنجارها چندان توافق گسترده اي ايجاد نشده است. با نگاهي گذرا به متون و منابع جامعه شناسي، بخوبي پراكنش ديد گاهها نسبت به طبقه بندي مذكور معلوم مي شود. مثلاً:

در مورد نسبي يا مطلق بودن هنجارها و دسته بندي آنها بعضي معتقدند كه برخي هنجارها مطلق هستند و مبتني بر شريعت الهي هستند و در صورتي كه گروه ديگر همه هنجارها را نسبي معرفي مي كنند و لذا هنجارها به صور گوناگون و با استناد به مبناهاي خاصي طبقه بندي شده اند كه در اين بخش به چند نمونه از آنها مي پردازيم:

1- طبقه بندي هنجارها به دو دسته ( ديني و عرفي) هنجارها از ناحيه اخلاقيون و فقهاي ديني و بعضي از جامعه شناسان به دو دسته زير تقسيم مي شوند:

الف- هنجارهايي كه مبتني بر شريعت الهي هستند: اين دسته از هنجارها غير عرفي هستند و از دستورات شريعت الهي ناشي شده اند و ريشه در وحي و كتاب دارند و از اين طريق به انسانها ابلاغ مي شوند. و با عنايت به فطرت و نياز آدميان وضع شده اند و چون ريشه الهي دارند با گذشت زمان نيز اصالت خودر ا از دست نمي دهند و براي انسانها هميشه « هنجار» محسوب مي شوند كه از ويژگي هاي زير بر خوردارند :

1- ماهيت ذاتي دارند. 2- تعطيل بردار نيستند . 3- جنبه مطلق دارند. 4- قابل تغيير نيستند. از هنجار هاي فوق مي توان به ك «روزه گرفتن در ماه رمضان»، «حجاب»، «تحريم زنان» و ... اشاره نمود.

هنجارها در اديان و مذاهب ديني نيز به صور ديگر طبقه بندي شده است. از جمله در دين اسلام فقها هنجارها را به پنج قسمت: 1- حرام 2- مكروه  3- مباح 4- مستحب  5- واجب تقسيم نموده اند.

ب- هنجارهاي عرفي و قرار دادي:

اين دسته از هنجارها را افراد جامعه آگاهانه يا ناآگاهانه وضع كرده اند.يعني آنها حاصل كنش هاي متقابل اجتماعي افراد جامعه هستند و در طول حيات جوامع شكل مي گيرند. اين دسته از هنجارها ، اعتباري، قراردادي و سيال بوده  و لذا تابع زمان، مكان و شرايط جامعه مي باشند و به دسته هاي گوناگوني تقسيم مي شوند.

طبقه بندي ديگر از هنجارها كه تقريباً مورد توافق اكثر جامعه شناسان مي باشد به شرح ذيل است:

1- رسم اجتماعي (social custom)

رفتارهايي هستند كه در آغاز براي رفع نيازهاي اجتماعي انسان شكل گرفته و بر اثر تكرار فراوان به هنجار تبديل شده اند. مانند پوشيدن لباس مشكي در عزاداري، خواستگاري مرد از زن، پوشيدن لباس روشن و يا سفيد در عروسي و....

2- شيوه هاي قومي (folkways)

برخي از رسوم اجتماعي كه قدمت زيادي داشته و از تكرار روزمره قرون ساخته مي شوند و از نسلي به نسل ديگر منتقل شده و به صورت شيوه هاي زندگي پر تجانس يعني يعني يك قوم در مي آيند، شيوه هاي قومي ناميده مي شوند، تبعيت از آنها به اندازه رسوم اجتماعي الزامي نيست. مثال : چند وعده غذا خوردن، با استكان چاي خوردن، سحر خيزي در نزد دهقانان، با قاشق غذا خوردن ، سه وعده غذا خوردن و .....

3- سنت هاي اجتماعي (social tradition) 

« رسم هاي ريشه دار عمومي كه به اقتضاي كهنگي خود از حرمت اجتماعي بر خوردارند سنت اجتماعي نام مي گيرند.» ( آريان پور، 1353: 36) مانند مراسم عيد نوروز

4- رسوم اخلاقي (social customs)

به آن دسته از شيوه هاي قومي و رسوم اجتماعي كه داراي اهميت بوده و جامعه نقض آنها را زشت و ناپسند مي داند و پيروي افراد از آنها به خاطر يك نيروي دروني است كه ما را آگاهانه يا ناآگاهانه به پيروي از آن وا مي دارد، رسوم اخلاقي ناميده مي شود.

«هنجارهاي اخلاقي معمولاً در بستر ارزش هاي فرهنگي شكل مي گيرند، هنجارهاي اخلاقي اساساً به تعيين حق مي پردازند.» احترام گذاشتن به پيران و سالخوردگان و نجات غريق نمونه هايي از رسوم اخلاقي در جامعه ما هستند.

5- قوانين اجتماعي ( social laws)

«قوانيني هستند كه در جامعه با خواست و آگاهي و از طريق مجالس قانون گذاري وضع مي شوند و در صورت ناديده گرفتن آنها فرد مجازات مي شود. قوانين هنجارهاي رسميت يافته ي بر خوردار از نيروي حقوقي و يا سياسي هستند مانند قوانين و مقررات رسمي، ملي و يا سياسي»

6- مقررات اجتماعي (social regulations)

به قوانين خاصي كه جامعه با آگاهي قبلي وضع مي كند ولي داراي كليت و اهميت قانون اجتماعي نيستند و به گروه خاصي مربوط مي شوند، مقررات اجتماعي خوانده مي شوند. مانند: قوانين راهنمايي و رانندگي.

طبقه بندي هنجار ها از نظر دارندورف (Darendorf)

دارنورف از جمله جامعه شناساني است كه هنجار ها را مورد مطالعه قرار داده و آنها را بر مبناي الزام و اهميت به سه دسته زير تقسيم مي كند. الف) حتماً، بايد   ب) مي بايستي قاعدتاً   ج) مي تواند باشد. حال اگر اين سه دسته را به صورت يك پيوستار نشان دهيم خواهيم ديد كه در يك سر پيوستار هنجار هاي دسته اول( حتماً بايد) و در سر ديگر آن ( مي تواند باشد) قرار مي گيرد كه به وضوح هنجار هايي كه در دسته اول جاي مي گيرند نسبت به دو دسته بعدي از درجه اهميت بالايي بر خوردارند.

ارزشهای اجتماعی (social values)

ارزش ها معیارها ی قضا وت اخلاقی ما در بارۀ کنش های انسانی و نیز مهم ترین بخش فرهنگ جامعه را تشکیل می دهند. بخشی که هم به عنوان تعیین کنندۀ هدفها و هم به عنوان راهنمای رفتار اعضای جامعه عمل می کنند. ارزشهای مشترک جامعه به دلیل احساس تعلق به یک گروه پایۀ وحدت ، همبستگی و نظم ا جتماعی و یکی از مهم ترین مولفه های هویت افراد محسوب می شوند.

مفهوم ارزش، از مفاهیم پیچیده با کاربرد بسیار متنوع است. این واژه در فلسفه،حقوق،روانشناسی، علوم اقتصادی،سیاست، جامعه شناسی وعلم اخلاق به معانی متفاوتی در نظر گرفته شده است.بعلاوه درون هر رشته نیز تعریف یکسانی از آن وجود ندارد.

در فرهنگ فلسفی لالاند، مفهوم ارزش در ارتباط با اشیاء، کارکرد آنها و نسبت انسان با آنها، در چهار بعد به کار گرفته است:

1) تا چه حد مورد آ رزو و علاقۀ فرد یا گروه است. (درجۀ تعلق ارزشی)

2) چه مقدار شایستگی توجه و علاقه مندی دارد. (ارزش ذاتی)

3) چه هدفی را بر آورده می سازد. (ارزش کارکردی)

4) در یک گروه و زمان معین، چه مقدار ارزش مبادله ای دارد. (ارزش مبادله ای)

ارزش در جامعه شناسی به معنای خوب یا بد، شایسته و مطلوب و نا شایست و نا مطلوب نزد یک فرد یا گروه تعریف شده است.

بروس کوئن در کتاب مبانی جامعه شنا سی می نویسد: ارزش ها احسا سات ریشه دار و عمیقی است که اعضای جامعه در آن شریکند، این ارزشها اعمال و رفتار جامعه را تعیین می کنند.(( هر جامعه ای برای زندگی خانوادگی، حفظ موازین دینی ، رعایت حقوق والدین،حفظ ادب و احترام به بزرگترها،ارزش بسیاری قائل است، گرچه از این ارزشها تعبیر و تفسیر های متفاوتی می شود و به صورت وسیع و عمیقی در هر جامعه ای رواج دارد.

هم چنین ارزشها عقاید ریشه داری است که گروه اجتماعی هنگام سوال در بارۀ خوبی ها ، برتری ها و کمال مطلوب به آن رجوع می کند، شاید برای یک گروه موارد زیر دارای ارزش باشد: ادامۀ تحصیل در دانشگاه ، زندگی خانوادگی، مال ومنال ، موقعیت شغلی،آراستگی،کنجکاوی،دین ،تنا سب بدنی و.... با ادامۀ این سلسله ارزشها می توان گفت که یک گروه ممکن است برای اموری ما نند تاخیر در کارها، خواب آلودگی،تنبلی و ما نند ،آن ارزش منفی قائل شود.

ویژگی های ارزش ها

1- از جنس امور ذهنی و معرفتی هستند، گرچه آثار و تجلی عینی آن در هنجارها مشخص می گردد.

2- ضرورتهای قطعی هستند.

3-درون ارزشها، بین ارزشها و سایر عناصر فرهنگ و نظام اجتماعی ،ارتباط سلسله مراتبی و ساختاری وجود دارد.

4- تعلق به ارزشها دارای در جات متفاوت است.

5- به لحاظ درجۀ اهمیت موضوع ،جنس موضوع،سطح،منبع الهام بخش ارزش،دایرۀ شمول موضوعی و سطح پذیرش ارزش به لحاظ فردی و جمعی انواع گوناگون دارند.

ارزشها از یک جامعه به جامعۀ دیگر متفاوت است، اما ارزشهای جهان شمول و مشترک نیز وجود دارد مانند یکتاپرستی


ارزش و هنجارهای اجتماعی

ارزش ها چند تفاوت عمده با هنجارها دارند:

1- ارزش به تصورات ذهنی فردی یا اجتماعی اشاره می کند ، حال آ نکه هنجار به شیوه ای از رفتار اشاره دارد.

2- ارزش فراتر از موقعیت هاست، حال آ نکه هنجار اجتماعی تجویز یا منع کنندۀ رفتار خاص در موقعیتی خاص است.

3- ارزش بیشتر جنبۀ شخصی و درونی دارد، حال آنکه هنجار حاصل اتفاق نظر است و برای شخص جنبۀ بیرونی دارد.

4- بعضی از ارزشها در اثر تداوم تبدیل به هنجار می گردند.

دسته بندی ارزشهای ا جتماعی

در کتاب فرهنگ علوم اجتماعی ارزشها به صورت زیر دسته بندی شده است:

1- ارزشهای دینی که با معنای تام هستی و والاترین هدفهای انسان ارتباط دارند و با ایمان به روابط بین انسان و خدا شکل می گیرند. 2- ارزشهای اقتصادی 3- ارزشهای حقوقی که قانون مشخص کنندۀ آ نهاست و قواعدی هستند در جهت سازمان دادن و کنترل روابط بین انسانها که نهادینه شده و پذیرفته شده ا ند. 4- ارزشهای اخلاقی که مربوط به علم اخلاق در سطح شخصی و اجتماعی هستند. 5- ارزشهای سیاسی که با خدمت به جامعه به منظور رفاه مادی و شیوه های تحقق این هدف، در ارند.   6- ارزشهای فرهنگی، یعنی تمام ارزشهایی که ارزشگذاری بر انسانها را در سطح و از دیدگاه فرهنگی تحقق می بخشند. این ارزشها با انواع شکلهای حیات ا نسانی ، از جهات گوناگون،اعم از ادبی، عتمی، فنی و هنری ارتباط می یابند.

ثروت ، قدرت ، تجربه ، دا نش ، محبت ، احترام ،تقوا ، دیانت ،سلامت و ارزشهای اخلاقی و مانند آنها نمونه هایی از ارزشها ی اجتماعی هستند که دستیابی به هر یک ممکن به کسب ارزش دیگری منجر شود و یا بدست آوردن ارزشهای مشابه را میسر سازد.مثلا دیا نت محبت و احترام را به همراه دارد. یا کسب علم زمینۀ دستیابی به شغل و احترام ومنزلت و قدرت می باشد.

کنش متقابل اعضای جا معه و ارزشهای اجتماعی

در تمام جوامع، رویکرد افراد به ارزشهای اجتماعی مشا به است.  معمولا هرا رزش زمینۀ رسید ن به ارزشهای دیگر را .فرا هم می کند. مثلا ارزش علم زمینۀ رسیدن به قدرت و ثروت ا ست . مثلا ارزش علم منحصر به دا نش ا ندوزی نیست، اگر هدف از کسب علم رسیدن به قدرت سیاسی است ، در اینصورت علم به ارزش دیگری به نام قدرت تبدیل شده است.

ارزشهای ا جتماعی تا زمانیکه با سایر ا رزشها ارتباط ارگا نیک دارند ما ندگارند، ا ما به محض محدود شدن دامنۀ ارتباط یا ایجاد اختلال درارتباط علائم حیاتی ا رزشها رو به نیستی می رود. یکی از راههای حفظ ارزشها ، رشد و تقویت هم زمان چند ارزش در وجود ا فرا د جا معه ا ست . هم چنین ارزشها تا زما نیکه منا فع ملی ، ا صول و آ رما نهای ا عتقادی ، نوع دوستی، همبستگی و... را در زمینه های کا ربردی حفظ کنند،  ما ندگا رند.

سر پیچی از ارزشهای اجتماعی

 نوع سرپیچی در بین گروههای اجتماعی و کل جامعه متفاوت است. گروههای اجتماعی به دلیل انتظاراتی که از اعضا دارند و نیز به دلیل وجود نظام پاداش و تنبیه و به وا سطۀ اعطای پایگاه اجتماعی به افراد به آنها ا جازه نمی دهند که به سهولت از ارزشهای رسمی مورد تاکید گروه جدا شوند، مگر در صورت وقوع موارد ذیل:

1- افراد چند پایگاه نا سازگار و متضاد کسب کنند. 2- ا فرا د دچا ر فشار نقش شوند. 3- بی هنجا ری و آ نومی درجا معه شیوع یابد.  4- در جامعه تغییر و تحولات بنیادی ایجاد شود، نظیر ا نقلاب . 5-  تغییرات سریع تکنولوژی و تاخر فرهنگی 6-  افزایش فاصلۀ طبقاتی و بی عدالتی در جامعه.

رابطه ارش ها و هنجار ها

هنجار هاي يك جامعه تجلي ارزش هاي آن جامعه است. ارزش هاي يك جامعه به اين دليل مهم است كه محتواي هنجارهاي آن جامعه را تحت تاثير قرار مي دهند. همه هنجارها در يك ارزش اجتماعي اساسي ريشه دارد. مثلاً ارزش والاي علم و دانش در يك جامعه هنجار آموزش عمومي را موجب مي شود يا ارزشمندي جمعيت زياد نزد يك جامعه سبب پديد آمدن هنجارهاي مشوق خانواده هاي بزرگ خواهد شد و يا تاكيد بر موي سر كوتاه براي مردان در بسياري از جوامع بازتاب ارزشي است كه آن جامعه به صفت مردانگي مي دهند ارزشي كه توسط موي بلند سر كه صفت زنانه است تهديد مي شود. بر اين اساس مي توان گفت كه ارش ها از طريق هنجار ها تحقق مي يابند. به عبارتي آرمانها ، ارش ها، اهداف انتزاعي و دور از دسترس هستند و هنجارها راههاي رسيدن به آنها را مشخص مي كنند. تناسب و هماهنگي بين شرايط عمل، هنجارها و ارزش ها زمينه ساز دستيابي به به ارزش ها هستند در غير اين صورت ارزش ها در حد شعار و حرف باقي خواهند ماند. دوام و بقاي ارزش ها بستگي به هنجارها دارد. براي مثال توسعه براي كشورها يك ارزش است و براي دستيابي به آن برنامه هاي اول، دوم، و سوم و ... تدوين مي شود.