نشانه های چپ دستی
معمولا يک چشم ما بر چشم ديگرمان غالب است و اين همان چشمي است که با آن در دوربين يا ميکروسکوپ نگاه مي کنيم. براي آزمايش، يک دستتان را به جلو دراز کنيد. هر دو چشم را باز نگاه داريد و نوک انگشتتان را با نقطه اي در چند متري خودتان ميزان کنيد. حال يک چشم را ببنديد و به آن نقطه نگاه کنيد، بعد با چشم ديگر نگاه کنيد. چشم غالب آن است که آن نقطه و سرانگشت را (مثل دو چشم) در يک امتداد ببيند.
بعضي ها “چپ پا” هستند و با پاي چپشان بهتر کار مي کنند، با آن پا راه مي افتند و بهتر لگد مي زنند. در بازي فوتبال، مقابله با بازيکن چپ پا تفاوت مي کند.
از جمله نشانه هاي چپ دستي يا راست دستي مي توان بلند کردن دست در کلاس، پرتاب کردن توپ، مسواک زدن، شانه کردن، چکش زدن، آب دادن پاي گياه و دوختن را نام برد. دست دادن با دست راست براي همه يکسان است.
اينکه
آيا چپ دستي يا راست دستي يک صفت يا خصيصه ژنتيکي (ارثي) است يا نه موضوع
تحقيقات بسياري بوده است. چپ دستي زمينه ارثي دارد و تا حد زيادي ناشي از
فعاليت بيشتر سمت راست مغز است. در يک بررسي، مشاهده گرديد که حدود 5 تا 8
درصد از جنين ها در رحم مادر، طرف چپشان را بيشتر حرکت مي دادند. در
خانواده هايي که حتي يک والد (بخصوص مادر) چپ دست است، احتمال بروز چپ دستي
بيشتر است. اينکه در قرون وسطي طايفه kerr در اسکاتلند سپر را در دست راست
مي گرفتند و با دست چپ شمشير مي زدند (والبته احتمال زخم خوردن به قلبشان
بيشتر بود)، مي تواند تائيدي بر روند اصطلاح “خوني بودن” خصيصه چپ دستي
باشد. اين طايفه راه پله هاي قلعه هاشان را هم برخلاف جهت عقربه هاي ساعت
ساخته بودند تا شمشيرزني با دست چپ و سرنگوني دشمن برايشان سهل تر باشد.
با
اين حال، چپ دستي به طور کامل ارثي يا ژنتيکي نيست، بلکه عوامل محيطي رشد و
نمو و حتي شرايط اجتماعي و فرهنگي نيز در آن دخالت دارد. کساني که با دست
راست کار مي کنند معلوم نيست که از بدو تولد راست دست بوده اند يا بعدا و
به اقتضاي شرايط و عوامل محيطي راست دست شده اند. تشخيص چپ دستي و راست
دستي در افراد و اينکه کسي واقعا چپ دست يا راست دست است چندان آسان نيست و
نمي توان اين دو گروه را با اطمينان از هم جدا نمود و به همين دليل برآورد
نسبت اين دو گروه در جامعه مشکل است. گفته مي شود حدود 10 تا 15 درصد از
مردم چپ دست هستند. درصد بسيار کوچکي هم هستند که چپ و راست برايشان فرقي
نمي کند. امروزه در جوامع متمدن پذيرفته اند که چپ دستي مطلقا عيب نيست و
نبايد بچه را مجبور کرد تا بادست راست بنويسد.
برخي معتقدند که
اين ويژگي با سن مادر ارتباط دارد. شايد اگر امروز تعداد چپ دست ها بيشتر
شده است به اين دليل باشد که بيشتر زنان در سنين بالا بچه دار مي شوند.
خصوصیات چپ دستها
رهبری:طبق تحقیقاتی که صورت گرفته بیشتر افراد برجسته که رهبران موفقی هم بوده اند جزو چپ دستها هستند مثلا نشريه فايننشال تايمز گزارشي داده که تعداد مديران چپ دست در شرکت هاي اينترنتي تقريبا دو برابر شرکت هاي غير اينترنتي يا سنتي است ویا 66 درصد رهبران کشور امریکا در سی سال اخیر, آلبرت انيشتين,چارلي چاپلين,ملكه ويكتوريا,جوليا رابرتز,بيل گيتس,آدولف هيتلر ,ناپلئون بناپارت و ژوليوس سزار، ميکل آنژ، مادام کوري، رونالد ريگان، بيل کلينتون، پل مک کارتني و ديويد بوئي و پرنس ويليام، پسر پرنس چارلز وليعهد انگليس، نيکول کيدمن هنرپيشه استراليايي هاليوود، ميکل آنژ، لئوناردو داوينچي، رامبراند و پيکاسو ,باخ، بتهوون، و فرد آستر , مک انرو و نادال قهرمانان تنيس...
سرعت تفكر: مطالعات نشان داده است كه اينگونه افراد استثنائياند. تحقيقاتي در كشور ايتاليا بيان ميكند كه افراد چپدست در حين بازيهاي كامپيوتري و يا مسابقات ورزشي سريعتر فكر ميكنند . تقریبا در تمام ورزشها چپ دستی مزیت محسوب می شود. چپ دستی به معنای برخورد از سمتی است که رقیب، انتظار آن را ندارد. در اکثر تیمهای بیش بال یک پیچر (کسی که توپ را پرت می کندpitcher ) چپ دست هست که در مواقع حساس در مقابل بتر (کسی که توپ را با چوب می زند batter) چپ دست قرار گیرد. از ورزشهایی که چپ دستی در آن اهمیت بیشتری دارد، جدای از بیس بال، می توان از تنیس و بوکس اسم برد.
استقلال:
بعضي از كارشناسان معتقدند، افراد چپدست كمتر وابستهاند، چون مجبورند با
دنيايي كه براي آنها ساخته نشده سازگاري پيدا كنند. دكتر پيترز ميگويد:
چپدستها به علت داشتن تمايلات استقلالطلبانه در برابر فشارهاي اجتماعي
مقاومت بيشتري دارندو تمايل به كسب درآمد بيشتري هم در آنان وجود دارد.
سازگاري:
تحقيقاتي در كشور كانادا نشان ميدهد كه افراد چپدست، نسبت به
راستدستها سازگاري بيشتري دارند. يك فرد چپدست بسيار راحتتر از يك فرد
راستدست ميتواند از دست راست خود براي انجام كارها استفاده كند. به نظر
ميرسد افراد چپدست به سرعت قادر به تعويض و دگرگزيني هستند. به طور كلي،
افراد چپدست انعطافپذيرتر، باهوشتر و سازگارتر از افراد راستدست هستند.
برخی مشکلات چپ دستها
در قديم چپ دستي را عيب و علت مي دانستند. زماني يک مرد ژاپني حق داشت زن چپ دستش را طلاق بدهد! اسکيموها فکر مي کردند که چپ دست ها جادوگرند. در زبان لاتيني چپ به معني شوم و نحس و بد يمن است. در زبان فرانسوي براي دو واژه چپ و ناشي، يک کلمه به کار مي رود و در زبان آلماني بمعنی آدم ناجور است. در همين فارسي خودمان هنوز بسياري از مردم، راست را درست مي پندارند و چپ را بد و نادرست مي دانند و اصطلاحاتي مانند چشم چپ بودن، خواب زن چپ بودن، با کسي چپ افتادن و ... نمونه هايي از اين طرز تلقي است.
در يک بررسي که باشگاه چپ دستان انگليس بر روي 45000 عضو چپ دست خود انجام داد، نکات جالبي مشاهده گرديد. معلوم شد که در روبوسي کردن انتخاب گونه اول براي بوسيدن بين چپ دست ها و راست دست ها فرق دارد و همين امر سبب تصادم بيني ها مي شود! در مهماني ها هم برخي چپ دست ها کارد و چنگال را به ترتيب ديگري در دست مي گيرند و يا اشتباها از ليوان پهلو دستيشان مي خورند. در برخي جوامع، غذا خوردن با دست چپ ناپسند و مذموم است، شايد از اين نظر که از دست چپ براي تطهير و شستشو استفاده مي شود. چپ دست ها در سينما و تئاتر هم بيشتر دوست دارند در سمت چپ بنشينند لباس هايشان را هم از طرف ديگر بر سر جالباسي مي زنند و رو به سمت ديگر آويزان مي کنند. گاهي گذاشتن پرونده درکابينت و کتاب در قفسه هم جهت ديگري دارد.بستن بند کفش و بسياري چيزهاي ديگر هم فرق مي کند. راست دست ها در بازي بيسبال، توپ را به راحتي از سمت چپ يعني در جهت عقربه هاي ساعت مي دهند ولي براي توپ دهنده چپ دست اين کار چندان آسان نيست. به علاوه بسياري از بازيکنان توپ دهنده چپ دست را بدشانس و بد دست مي دانند و از اين رو بعضي باشگا ه هاي بيسبال، توپ دهنده چپ دست استخدام نمي کنند.
قابلیتهای چپ دست ها
آخرین تحقیقات نشان میدهد كه تمام آن دسته از افرادی كه چپ دست هستند، در قسمت های مشخصی از مغزشان نسبت به راست دستها پیشرفته ترند؛ به طور مثال آنها خلبانان بهتری میشوند و معمولا از جمله افرادی هستند كه به راحتی میتوانند دو كار را هم زمان به خوبی انجام دهند، مثل صحبت كردن و رانندگی.
اثبات این موضوع كه آنها به راحتی میتوانند از پس دو كار فكری هم زمان برآیند، در تحقیقات گسترده مجله "هوش" ثبت شده و ظاهرا شكی هم در مورد آن وجود ندارد.
تحقیقات در دانشگاه ملی استرالیا نیز نشان دهنده ی آن است كه چپ دستها معمولا هنگام یادگیری زبان از هر دو نیم كره ی مغزشان استفاده میكنند و این در حالی است كه راست دست ها فقط از نیم كره ی راست خود كمك می گیرند.
دو نیم كره ی مغز در واقع شبیه هم هستند. آنها در مورد دریافت اطلاعات دقیقا یكسان عمل می كنند و یك راهكار را برای تحلیل در نظر میگیرند. اما معمولا وظایفی همچون یادگیری زبان معمولا در یكی از آنها صورت می گیرد كه در مورد چپ دست ها ظاهرا هر دو این دو نیم كرهها فعال هستند.
دیگر منطقه ای كه در مغز نقطه ای كاملا مشخص دارد، همان دریافت اطلاعات است كه معمولا در سمت راست بدن انجام می شود. به این معنا كه از سمت راست اطلاعات وارد شده و به نیم كره چپ میرود تا مورد تحلیل قرار بگیرد و اطلاعاتی هم كه از قسمت چپ بدن وارد شدهاند، به نیم كره ی راست می رود و در آنجا مورد تحلیل قرار میگیرند كه در هر دو حالت مغز، آنها را دریافت می کند و پس از تركیب آنها، دستوری را برای شنیدن یا دیدن صادر میكند.
آخرین تحقیقات در مورد چپ دست ها نشان دهنده آن است كه مغز این افراد برای دریافت اطلاعات، از هر دو نیم كره ی خود كمك میگیرد. این در حالی است كه گستردهترین تحقیقات روی افراد چپ دست و راست دست نیز نشان داده است كه ارتباط بین نیم كره ی راست و چپ مغز در افراد چپ دست بسیار بهتر و سریع تر از راست دست هاست و به این معناست كه چپ دستها در فعالیتهایی همچون ورزش و بازیها بسیار سریع تر هستند و واكنش های سریع آنها باعث بهتر بودن آنان میشود، زیرا میتوانند به راحتی از هر دو نیم كره مغز خود در فعالیتها استفاده كنند.
در ضمن هر زمان كه یك سمت مغز آنها از دریافت اطلاعات خسته شد و توانایی آن پایین آمد، نیم كره ی دیگر به سرعت به كمك می آید و جای آن را میگیرد.
به همین علت، افراد كهنسال چپ دست معمولا در زمان پیری كه مغز هر فردی رو به كندی و تحلیل میرود، حافظه و عكس العمل های بهتری می توانند داشته باشند.
با توجه به این حقایق باید گفت اگر هنوز در گوشه ای از دنیا افرادی وجود دارند كه فرزندان چپ دست خود را به گرفتن مداد با دست راست مجبود می كنند، لطفا دست نگه دارند. او اگر چپ دست باشد، بسیار بهتر است.
حال اگر قصد ایجاد تغییرداشته باشیم چه کنیم؟
اگر بناست اصراري براي اين امر باشد و والدين و مربيان جدا" بخواهند چپ دستي كودك را اصلاح كنند ضروري است به اين نكات توجه كنند.
1. نخست بايد با آزمايشهايي روشن كنند كه آيا كودك به واقع چپ دست است يا نه و اين كار ضمن مراجعه به يك روانشناس و آزمايش هاي او روشن مي شود.
2. اگر بناي تغيير است اين اقدام را از 2 سالگي شروع كنيد و تدريجا او را به دست راست عادت دهيد. به هر مقدار كه بر سن و سال كودك اضافه شود امكان بازگشت كمتر خواهد بود.
3. در طريق تغيير سعي كنيد آنها را به اين امر تشويق كنيد . طرز برخورد شما با او بايد بسيار ملايم و دوستانه باشد.
4. كودكان در اثر تمرين و ممارست خيلي زود دست از عادت مي كشند و همچون چوب تري هستند كه به سادگي مي توان آنها را كج و راست كرد . اما اگر اين تمرين ها با جبر باشد ممكن است كودك را به مقاومت وا دارد.
عوارض اجبار در تغيير:
اثرگذاري در رفتار و لجوج كردن كودكان
بروز اختلال در رفتار و به صورت رجعت به كودكي و از جمله خيس كردن خود.
بروز لكنت در كودكان كه اين خود جلوه عياني از مقا ومت هاست و البته اين امري همگاني نيست.
فشارهاي وارده گاهي زمينه را براي احساس حقارت ها و يا احساس گناه فراهم مي سازد.
بروز اختلالات عصبي از جمله دلواپسي و اضطراب.
تشديد زبان گرفتگي براي آنهاييكه دچار آنند.
ضرورت راهنمايي:
1. راه و رسم آموزش خط را بايد به آنان القا كرد و فنون لازم را در اين رابطه بايد به او آموخت.
2. در نگهداشتن كاغذ در رو به روي خود و براي نوشتن بايد كمال دقت را بكار بريم . كاغذ بايد مستقيما پيش روي او باشد و كج و معوج نباشد.
|
3. در بكارگيري قلم اگر مداد است بايد بلند باشد و سر پاك كن مداد متمايل به طرف شانه چپ باشد. 4. براي تند نويسي آنان نگران نباشيم آنها هم در اثر تمرين مي توانند تند بنويسند ، در اين راه سفت نگه داشتن قلم مهم است. 5. در تمرين ها بايد سعي كرد از حروفي آغاز كنند كه بسيار ساده است و يا خود او رغبت دارد آن حرف را بنويسد. 6. در نشستن روي نيمكت بهتر است ، در انتهاي سمت چپ نيمكت بنشينند.
|
7. در جنبه نور لازم براي نوشتن، بايد چراغ از پشت شانه راست بر كاغذ بتابد تا سايه دست و قلم روي نوشته ها نيفتد و امر نوشتن را دچارمشكل نسازد.