تعریف انقلاب و آشنایی با چند انقلاب مشهور دنیا
انقلاب معمولاً با خشونت،شورش،خونریزی و آشفتگی همراه است ولی در انواعی از آن نیز وجود نداشته و دگرگونی تدریجی و آرام است.
انواع انقلاب
عده ای انقلاب ها را به دو دسته تقسیم کرده اند.1.انقلاب کلاسیک
استفاده از قوه قهریه برای اعمال زود و خشن به قصد ایجاد تغییرات در نظام حکومتی یک جامعه،برای بر قرار کردن نظامی مبتنی بر قانون اساسی متفاوت یا بطور کلّی ایجاد نوع دیگری از نظام حکومتی را گویند.
انقلاب کبیر فرانسه،انقلاب مشروطه ایران و انقلاب روسیه را از نوع انقلاب کلاسیک پنداشته اند.
2.انقلاب مدرن
عبارت است از ایجاد اصلاحات اساسی در زمینه های اقتصادی با استفاده از روشهای علمی و تکنولوژی.
ویژگی های انقلاب
از ویژگی های بارز و اصلی یک انقلاب،وجود هدفهای بلند مدّت آن به منظور انجام تغییرات تحوّلات اساسی است،حال آنکه این ویژگی در تحولات ناشی از کودتای نظامی معمولاً وجود ندارد.
اساساً جنبش هایی را که رهبران آن ها مدّعی هستند صرفاً در جهت حفظ منافع ملّی و علیه سیستم های فاسد صورت گرفته اند و مفاهیمی نظیر آزادی،عدالت اجتماعی و توسعه اقتصادی و... را شعار قرار داده اند نمی توانند به صرف این شعارها این جنبش ها را انقلابی نامید بلکه در توفیق و عدم توفیق هدف های انقلاب ملاک می باشد.
استنباط چهارگانه انقلاب
1. بر پایه اقتصادی بنا گردیده، انقلاب مبتنی بر پایه اقتصادی است.
2. انقلاب یک پدیده در اصل اجتماعی است.
3. انقلاب پدیده ای است حاصل از احساس بیگانگی و بی تفاوتی فرد به اجتماع.
4. مبتنی بر شیوه ارسطویی، ماکیا ولی و جان لاک است و انقلاب را پدیدهای سیاسی می گویند و هدف آن را انتقال قدرت سیاسی قلمداد می کنند.
علل انقلاب
ارسطو علل انقلاب را دو دسته : 1. عمومی 2. خصوصی پنداشته است.علل عمومی در همه حکومت ها موجب انتقال می شوند، امّا علل خصوصی تنها در نظام های سیاسی خاص به انقلاب می انجامد. مهم ترین علل عمومی نابرابری است. علّت دیگر سودجویی و گستاخی فرمانروایان است که مردم را ضدّ حکومت و همه نهادها آن ها را می شوراند.
علل انقلابات خصوصی را بنا بر اقتصادی آنها،درباره هر یک مورد برّرسی قرار داده،علت انقلاب در دموکراسی را،روی کار آمدن رهبران مردم،فریب و ستم کاری آنان در حقّ توان گران دانسته،در الیگارشی ها،بر عکس ستم کاری توان گران بر تهی دستان موجب می گردد.
مهم ترین علّت انقلاب در حکومت های سلطنتی رشک بردن مردم به نیرو و شکوه شاه و درباریان و کینه جویی کسانی است که از سلطنت به سودی نرسیده یا آسیب دیده اند.
انگیزه های انقلاب در قرون اخیر
انگیزه های مشترک انقلاب جهان را علیرغم الگوهای متفاوت آنان،می توان ناشی از وقوع جنگ،استعمار و استثمار و نارضایی توده مردم دانست.
جنگ انقلابی
جنگ انقلابی مرحلهای از بروز درگیری و خشونت بین نیروهای انقلابی حاکم یا دولتهای بیگانه و حامیان آنها در داخل کشور یا خارج از مرزهاست. بطور کلی جنگهای انقلابی را به رغم داشتن یک یا چند عنصر از مفهوم انقلاب نمیتوان دقیقا یک انقلاب تلقی نمود. بلکه آن را باید بخشی یا فصلی از روند انقلاب بدانیم که در مرحله خاصی از جریان انقلاب برای ضربه زدن بر پیکره نهادهای نظامی ، اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی نظام یا تضعیف قدرت ، به آن نیاز میباشد.
سیر تحولی و رشدقبل از انقلاب 1917 نیروهای مارکسیت به رهبری لنین چهار سال تمام علیه نیکلای دوم ، آخرین بازمانده نظام سلطنتی سلسله رومانفهای شوروی ، جنگیدند تا توانستند آن نظام را از پای در آوردند و نظم جدید انقلابی مورد نظر خود را شکل دهند. برای آغاز این جنگ انقلابی لنین به هدیه کوچکی نیاز داشت که همان جنگ جهانی اول بود که در سال 1914 بین امپراتوریهای روسیه ، آلمان ، اتریش ، مجارستان ، عثمانی و ایتالیا بوقوع پیوست. همچنان سیر تحولی جنگهای انقلابی ادامه یافت. بررسی وضعیت اجتماعی دوران قبل از انقلاب فرانسه نشان میدهد که طبقات اجتماعی فرانسه از سه طبقه روحانیون ، نجبا و رعایا تشکیل میشد و حکومت موروثی بود. طبقه نوپا و نو ظهور بوژوازی در اثر رونق تجارت و بازرگانی فرانسه با مستعمراتش به مال و ثروتی بیکران رسیده و مایل بود خود را به طبقه نجبا و بالای جامعه ارتقا دهد. از طرف دیگر وضعیت بد و نابسامان اقتصادی برای طبقات پایین اجتماع و نارضایتی عمومی مردم از امتیازات نابجای هیئت حاکم و مالیاتهای سنگین دولتی ، آنها را به سوی جنگی انقلابی علیه لویی شانزدهم کشاند، تا اینکه انقلابیون پیروز شدند. و جامعه در نهایت به حالت تعادل و آرامش رسید.
انواع جنگهای انقلابیجنگ انقلابی داخلی: این نوع جنگ عموما بین نیروهای انقلابی از یک طرف و قدرت حاکم از طرف دیگر صورت می گیرد. اهداف نیروهای مبارز ، تضعیف حکومت و در نهایت واژگونی رژیم سیاسی حاکم است که به روشهای مختلف سیاسی ، تبلیغاتی و نظامی صورت میپذیرد.
جنگ انقلابی خارجی: در این جنگ انقلابیون علیه دولتهای استعمارگر و حامی رژیم سیاسی حاکم میجنگند. و معتقدند که تا این نیروهای بیگانه در کشورشان حاکمیت داشته باشند، هیچگونه استقلال ، پیشرفت و آزادی برای آنها معنی و مفهومی نخواهد داشت. آنها با تقویت احساسات ملیگرایانه و آزادیخواهی به بسیج نیروهای مردمی دست میزنند تا نیروهای بیگانه و عوامل داخلی را شکست دهند. این نوع مبارزه را مبارزه آزاد یبخش یا جنگ رهاییبخش نیز گفته اند.
فرق انقلاب با کودتافرق انقلاب با کودتا این است که انقلاب ماهیت مردمی دارد ولی کودتا چنین نیست در دومی ، یک اقلیت مسلح و مجهز به نیرو ، در مقابل اقلیت دیگری که حاکم بر اکثریت جامعه است ، قیام میکنند و وضع موجود را در هم میریزد و خود جای گروه قبلی قرار میگیرد و این استقرار ارتباطی به صالح یا ناصالح بودن کودتاگران ندارد آنچه که اهمیت دارد اینست که در کودتا اکثریت مردم از حساب خارج هستند و در فعل و انفعالات نقشی ندارند.
در تاریخ معاصر در چند قرن اخیر ، غیر از معدودی از تحولات عمیق اجتماعی نظیر انقلاب کبیر فرانسه ، انقلاب اکتبر و چیزی که بشود نام انقلاب بر آن گذاشت واقع نشده است تازه حتی در انقلاب روسیه و یا در انقلاب چین ، ارتشی قوی و منظم در کنار مردم وجود داشت در میان این کودتاها و شبه انقلابها ، انقلاب اسلامی ایران یک انقلاب بهتمام معنی واقعی است که در واقع اگر قرار باشد نظیری برای آن پیدا کنیم ، شاید بتوانیم انقلاب صدر اسلام را مثال بزنیم ماهیت انقلابی این انقلاب ، از بسیاری از انقلابهای اصیل در تاریخ ، اصیلتر است در این انقلاب ، توده مردم یک سرزمین ، اکثریت افراد یک ملت ، از زن و مرد و پیر و جوان ، با دست خالی ، اما با روحیه ای انقلابی علیه یک رژیم قدرتمند قیام کردند و به پیروزی رسیدند.در نقطه مقابل انقلاب ، اصلاح قرار داد معمولا تغییراتی که در یک جامعه روی میدهد ، اگر بنیادی نباشد ، یعنی جامعه را از نظر بنیاد و ساختمان اصلی و نظامات حاکم ، دگرگون نسازد ، بلکه تنها تغییراتی در جهت بهبود اوضاع بوجود آورد اصلاح مینامند انقلاب و اصلاح تنها در مورد اجتماع صادق نیستند بلکه درباره افراد نیز صدق میکنند گاهی دیده میشود که وضع سلوک اخلاقی و رفتار اجتماعی یک فرد نسبت به گذشته بهتر میشود و اما گاهی نیز ، اساسا دگرگونی روحی در افراد پیدا میشود ، آنچنانکه گوئی این آدم امروز همان فرد سابق نیست توبه در اصطلاح بمعنی ایجاد یک انقلاب روحی و یک دگرگونی بنیادی در طرز عمل و سلوک و رفتار است.
انقلاب روسیه
در مارس 1917م، انقلابی در روسیه، تزار روسی نیکولاس دوم را سرنگون ساخت. یک دولت لیبرال اداره امور را در دست گرفت.بلشویکها به رهبری لنین و تروتسکی از شوراهای کاگری خواستند تا قدرت را در دست گیرند. بلشویکها در طی انقلابی مجدد در نوامیر 1917 کنترل دولت را در اختیار گرفتند. نها به حرکت خود برای تاسیس اولین دولت کمونیستی ادامه دادند.15 مارس 1917م
بعد از اینکه سربازان از سرکوب تظاهرات کارگران در پتروگراد «سنت پترزبورگ امروزی) خودداری کردند، تزار روسیه، نیکلای دوم، از سلطنت استعفا می دهد. یک دولت موقت قدرت را در اختیار می گیرد.
آوریل 1917
لنین از تبعید در سوئیس به روسیه باز می گردد. او خواستار انقلابی دیگر برای ایجاد دولت کارگری می شود.
7 نوامبر 1917
گارد سرخ بلشویک (کارگران مسلح) و سربازان انقلابی و ملوانان اداره امور پتروگراد را در دست می گیرند. لنین در راس دولت انقلابی بلشویک، رهبر روسیه می گردد.
5 ژانویه 1918
مجمع موسسان برگزیده دموکراتیک، یک روز پیش از تعطیل شدن توسط دولت بلشویک تشکیل جلسه می دهد.
تابستان 1918
جنگهای داخلی در روسیه بین ارتش سرخ بلشویک و ارتشهای سفید مختلف که توسط حامیان تزار و قدرتهای خارجی مخالف بلشویک پشتیبانی می شدند، آغاز شد. فجایع و قتل عامهای بسیاری از هر دو طرف رخ داد. بلشویکها تزار و خانواده اش را در اکاترینبورگ واقع در اورال (قزاقستان امروزی) کشتند.
1920
بلشویکها در جنگ های داخلی پیروز شدند و تسلط خود را بر اکثر نواحی امپراتوری روسیه سابق برقرار کردند.
مارس 1921
ملوانان در شورشکرونستاد، خواستار بازگشت دموکراسی شدند. ارتش سرخ، شورش را با خونریزی بسیار سرکوب می کند.
1922
اقتصاد در حال ویرانی است. لنین سیاسیت اقتصادی جدید خود را معرفی می نماید و بازار آزاد به شکل محدود را مجاز می شمارد. با این وجود، قحطی حداقل 5 میلیون انسان را در طول زمستان از بین می برد.
1923
(USSR) اتحاد جماهیر سوسیالیست شوروی موسوم به اتحاد شوروی، تاسیس می گردد.
1924
لنین از دنیا می رود، سپس کشمکش بر سر اینکه چه کسی بعد از مرگ او بر اتحاد شوروی تسلط خواهد یافت، در می گیرد.
1926
استالین در درگیری قدرت، تروتسکی را شکست می دهد. دو سال بعد، تروتسکی اجبارا به خارج از کشور تبعید می شود.
1929
استالین همه قدرت را در دست گرفته و حرکتی سریع به سوی صنعتی شدن را آغاز می کند. رعیتها به کار در مزارع اشتراکی وادار می گردند. در نتیجه چیین حرکتی، میلیونها نفر از قحطی جان می بازند. میلیونها نفر دیگر اعدام شده و یا به زندان ها افکنده می شوند.
38 ـ 1936
استالین شروع به پاکسازی ارتش و حزب کمونیست می نماید. رهبران کمونیست در طی یک محاکمه نمایشی اعتراف و اقرار می کنند. محکومیت متهمین حتی پیش از محاکمه آنها مشخص شده و مایه استهزا تمام دستگاه قضائی بود. چهار پنجم افسران ارشد ارتش اعدام گشتند.
اوت 1939
استالین توافقنامه ای را با هیتلر به امضاء می رساند. آنها بر سر تقسیم لهستان به توافق می رسند.
ژوئن 1941
هیتلر در عملیات بارباروسا به اتحاد شوروی حمله می کند.
مه 1945
پس از شکست آلمان توسط متفقین، انحاد شوروی اداره امور تمام شرق اروپا ونیمی از آلمان را در ست می گیرد.
1953
استالین می میرد. جانشینان وی، رئیس پلیس مخفی، لاورنتی بریا، را دستگیر و اعدام می کنند.
1956
رهبر جدید شوروی، نکیتا خروشچف در بیستمین کنگره حزب کمونیست شوروی، ستمگریهای استالین را افشا می نماید.
حکومت وحشت استالین
ژوزف در سال 1929 م پس از جدال قدرتی که بعد از مرگ لنین در سال 1924 بر سر جانشینی اش در گرفت، رهبر اتحاد شوروی گشت. حکومت استالین یکی از بدترین حکومتهای استبدایی در طول تاریخ بود. او هر کسی را که مخالف رژیمش بود یا به زندان می انداخت و یا می کشت. پلیس مخفی میلیونها نفر را به علتهای پوچ و ناچیز دستگیر نمود و به گولاگ فرستاد. هم کمونیستها و هم غیر کمونیستها به مانند هم از به زندان افتادن، شکنجه و یا اعدام زجر می کشیدند.
جنگ جهانی اول از دلایل اصلی انقلاب روسیه بود. در سال 1914 م روسیه در مقایسه با اکثر کشورهای اروپایی، کشوری عقب مانده به حساب می آمد که بیشتر مردمانش فقیر بودند. هنگامیکه وضعیت زندگی استاد درجنگ جهانی اول شروع شد، حکومت سنتی تزار «نیکلاس دوم» (1918- 1866م) قادر به جنگ با دشمنانش نبود. شکستهای نظامی روسیه در جنگ جهانی اول، بر عقب ماندگی این کشور صحه گذاشتند. تا سال 1917 بیشتر مردمان روسیه خواستار برکناری سزار از مقام رهبری شدند.
انقلاب ماه مارس 1917
در ماه مارس 1917، تزار از مقام خود استعفا داده، دولتی موقت در روسیه برپاگشت. دولت آزادیخواه جدید نیز مانند تزار نتوانست از عهده مشکلات روسیه بر آید. در مناطق روستایی، کشاورزان با تصاحب زمنیها برای خودشان انقلابی به پا کرده بودند. ارتشی ها شورش کرده و پست های خود را ترک می نمودند؛ در شهرها گرسنگی و بی کاری موج می زد.
بلشویکها
گروهی از تندروهای سیاسی مارکسیت، که بلشویک نامیده می شدند، با دولت موقت به رهبری الکساندر کرنسکی (1924- 1881) به مخالفت برخاستند. رهبر بلشویکها، ولادیمیر ابلیچ لنین (1924 – 1870) اعتقاد داشت که انقلابی سراسری تنها راه حل مشکلات روسیه است. در آغاز، بلشویکها گروه انقلابی کوچکی بودند، اما در سال 1917 سیطره نفوذشان بخصوص در شهرهای بزرگ بیشتر شد، چرا که آنان ظاهرا آنچه را که اکثر مردم بدنبالش بودند نوید می دادند: «صلح، زمین، نان».
انقلاب ماه نوامبر
تا ماه نوامبر 1917، بلشویکها در شوراها (کمیته های انقلابی کارگان) صاحب اکثریت شدند. در روز هفتم نوامبر 1917، بلشویکها در یک کودتای نظامی که از جانب کارگران، نظامیان و ملوانان حمایت می شد، قدرت را در روسیه بدست گرفتند.
آغاز رهبری لنین
لنین اعتقادی به دموکراسی نداشت. او بر این باور بود که بلشویکها نماینده پرولتاریا (طبقه کارگر) بوده و بایستی از زیر سلطه سرمایه داران خارج شوند. لنین یک حکومت «استبداد پرولتاریا» اعلام کرد که در واقع به معنی حکومت استبدادی بلشویک بود. (در سال 1918، حزب بلشویک به حزب کمونیست تغییر نام داد).
بعد از انقلاب
زندگی در روسیه بعد از انقلاب بسیار دشوار گردید. از سال 1918 تا 1920 جنگ شدید داخلی باعث ویرانی کشور گردید. اقتصاد کشور از هم پاشید و مردم برای یافتن غذا شهرها را رها کرده و به روستاها پناه بردند. میلیونها نفر در اثر قحطی جان سپردند. با این همه، بلشویکها به حکومت خود ادامه دادند.
اتحاد شوروی
در دهه 1920، اتحاد شوروی تنها کشور تک حزبی جهان گردید. تمام قدرت در دست حزب کمونیست بود و رهبر حزب، کشور را اداره می کرد، و به هیچگونه جریان مخالف اجازه فعالیت داده نمی شد. با این همه، زندگی برای اکثر روس ها قابل تحمل بود. به کشاورزان حق داشتن زمین و فروش محصولات کشاورزی اعطاء شده بود. مشاغل سرمایه داری نیز به طور جزئی در جریان بودند.
تبلیغات بلشویکها
بلشویکها در نوامبر 1917، قدرت را در روسیه بدست گرفتند. آنها برای پیشبرد افکار سیاسی خود از پلاکاردها و پوستر ها استفاده نمودند. یکی از شعارها چنین بود: قدرتی جدید به نام کمونیزم، در سراسر اروپا در حال شکل گیری است.
حکومت استالین
در سال 1924، بعد از مرگ لنین، ژوزف استالین (1953- 1879) به قدرت رسید. از سال 1929 به بعد، استالین کشور را در جهت آشوب و ناآرامی سوق داد. او معتقد بود که اتحاد شوروی باید سرعت صنایع خود را رشد داده و انقلابی در صنعت کشاورزی بوجود آورد. او علیه کشاورزان اعلان جنگ کرد و زمینهایی که آنها در زمان انقلاب گرفته بودند را پس گرفت و مجبورشان کرد که در مزارع اشتراکی کار کنند. این اقدام استالین نتایج وحشتناکی به بار آورد. تولید محصولات بدتر از سایر نقاط بود. با این همه، برنامه صنعتی کردن روسیه یک موفقیت نسبی به شمار می آمد. اتحاد شوروی به سرعت به یک قدرت صنعتی مهم مبدل گشت.
نوسازی روسیه
حکومت شوروی بالاخره موفق به نوسازی روسیه گشت، که این کار به قیمت جان افراد بیشماری تمام شد. در این حکومت ، اقتصاد و دولت توسط یک حزب اداره می شدند. بسیاری از کشورهای جهان، این شیوه حکومتی را الگوی خود قرار داده اند.
انقلاب فرانسه
در چهاردهم جولای 1789 میلادی، جماعتی از گرسنگان به زندان باستیل در پاریس، حمله کردند. فقرای پاریس که سان کولوت نامیده می شدند، از سیاستهای لویی شانزدهم، پادشاه فرانسه، به خشم آمده بودند. لویی که با بحران مالی شدیدی دست به گریبان بود، از مجلس طبقات عمومی در خواست کرد تا مالیاتها را افزایش دهد. این امر، موجب بروز انقلاب فرانسه گردید و به مدت 10 سال این کشور دچار هرج و مرج شد. لویی شانزدهم در سال 1792 اعدام شد و سرانجام، در سال 1799، هنگامی که ژنرال ناپلئون بنا پارت به قدرت رسید، انقلاب پایان پذیرفت.مه 1789م
پادشاه فرانسه، لوئی شانزدهم، همه اعضای مجلس را فرا می خواند و از آنها می خواهد تا مالیاتها را افزایش دهند.
ژوئن 1789
اعضای مجلس سوم در زمین تنیس قصر پادشاه در ورسای تحصن می کنند و قسم یاد می کنند تا تغییر شیوه اداره فرانسه، با یکدیگر متحد باقی بمانند. آنها خود را به عنوان مجمع ملی اعلام می نمایند.
14 ژوئیه 1789
پاریسی های خشمگین با شنیدن اینکه سربازان پادشاه در راه هستند، 30000 تفنگ سر پر را از اسلحه خانه سلطنتی می دزدند. سپس آنها به زندان باستیل هجوم آورند. نبرد آغاز می گردد، اما زندان بدست مردم افتاده و قیام سراسر فرانسه را در بر می گیرد.
27 اوت 1789
مجمع ملی، بیانیه حقوق بشر و شهروندان را تصویب می کند. بر طبق این بیانیه، آزادی، یک حق طبیعی محسوب و تساوی تمام شهروندان در برابر قانون تضمین می گردد.
اکتبر 1789
کمبود مواد غذائی و شورشها ادامه می یابند. در پنجم اکتبر جمعیتی از مردم که اکثر آنها را زنان تشکیل می دادند از پاریس به سمت قصر پادشاه در ورسای، راهپیمایی و تقاضای نان می کنند. آنها اعضای خانواده سلطنتی را بعنوان اسیر با خود به پاریس می برند.
ژوئن 1790
اشراف، حقوق مربوط به القاب موروثی را از دست می دهند. کلیسا و اشراف، دارایی خود را مدیون این القاب هستند.
ژوئن 1791
پادشاه و خانواده اش سعی در فرار از فرانسه دارند، اما دستگیره شده وبه فرانسه رجعت داده می شوند. هزاران تن از اشراف زادگان کشیشها و افسران ارتش که مخالف انقلاب هستند، فرانسه را ترک می گویند.
آوریل 1792
فرانسه علیه اتریش و پروسی که برای حمایت از پادشاه نقشه حمله به فرانسه را داشتند، اعلان جنگ می کند. این آغاز جنگهای انقلابی علیه نیروهای مشترک اتریش، پروس، انگلستان و اسپانیا است. آنهاتا سال 1802 به مبارزه خود ادامه می دهند.
اوت 1792
رژیم پادشاهی و قانون اساسی 1791 در قیامی جدید بر انداخته می شوند. سیاسیون افراطی کنترل دولت انقلابی را در دست می گیرند.
سپتامبر 1792
انتخابات بر پا می گردد. برای اولین بار در تاریخ فرانسه، هر فرانسوی از حق رای برخوردار است. رژیم پادشاهی از میان می رود و در فرانسه یک جمهوری و دولت مردمی اعلام می گردد. از این پس، حتی پادشاه لوئی شانزدهم نیز یک شهروند خوانده می شود. شروع تقویم انقلابی از 22 سپتامبر است.
ژانویه 1793
در یازدهم ژانویه لوئی شانزدهم به جرم خیانت و شرکت در توطئه با قدرتهای خارجی گناهکار شناخته شده و 10 روز بعد اعدام می گردد.
2 ژوئن 1793
ژاکوبین ها، گروهی انقلابی افراطی به رهبری ماکسیمیلین روبسپیر، قدرت را در دست می گیرند. دوره وحشت آغاز می گردد.
16 اکتبر 1793
همسر لوئی شانزدهم، ماری آنتوانت، اعدام می گردد.
28 ژوئیه 1794
با اعدام روبسپیر و 21 تن از یارانش دوره وحشت پایان می پذیرد.
1795
قرار داد صلح با پروس و هلند و چند ماه بعد با اسپانیا به امضاء می رسد. یک دولت جدید به نام «دیرکتوار» (هیت مدیره) تشکیل می یابد. این دولت چندان موفق نیست و نارضایتی بوجود می آید.
1799
ناپلئون بناپارت، یک ژنرال ارتش انقلابی، قدرت را در دست می گیرد. دولت «راهنما» به ناچار کناره گیری می کند. ناپلئون بسرعت امنیت را برقرار می سازد و خود را اولین کنسول می خواند.
1802
ناپلئون به عنوان کنسول اول مادام العمر، انتخاب می گردد.
28 مه 1804
ناپلئون خود را امپراتور فرانسه نموده و همسرش ژوزفین امپراتریس می گردد.
زمانی فرانسه قدرتمندترین کشور اروپا بود. اما از اواخر قرن هجدهم، نظام حکومتی فرانسه، دچار بی کفایتی شده؛ دولت اغلب، کمبود پول داشت.
گیوتین
در 1791، در سال پس از انقلاب فرانسه، حکومت دستگاه جدیدی را برای اعدام در ملاء عام به خدمت گرفت. این دستگاه که گیوتین نامیده می شود برای قطع سرانسان با سرعت و بدون درد، طراحی شده بود. اما بزودی تبدیل به سمبول خوفناک دوره وحشت گردید.
مالیاتهای سنگین
رعایا و مزرعه داران تنگدست می بایست مالیتهای سنگینی پرداخت می کردند و کارگرانی که در شهرها زندگی می کردند نیز همانند آنان در فقر و فلاکت می زیستند. اشراف زادگان وکشیشان مالیات اندکی پرداخت کرده و اغلب یا کار نمی کردند و یا بسیار کم کار می کردند. در سال 1788 افزایش قیمت مواد غذایی بر اثر برداشت اندک، بسیاری از مردم فقیر را ناتوان از پرداخت مالیاتهایشان نموده بود.
الهام گرفتن از مردم آمریکا
وقایع این دوران خصوصا انقلاب آمریکا، مردم فرانسه را به تفکر در مورد شیوه اداره کشور خودشان واداشت. بسیاری از مردم خواستار آزادی بیشتر از حکومت مطلقه پادشاه بودند.
مجمع ملی
در سال 1789، مواد غذائی بسیار کمیاب و قیمتها بسیار بالا بود. و دولت تقریبا ورشکست شده بود. وقتیکه لوئی شانزدهم (93 – 1754) در ماه مه ، اعضای مجلس را برای ریشه یابی مشکلات کشور فرا خواند، دیگر بسیار دیر شده بود. بسیاری از نمایندگان مجلس سوم (مردم عادی) شکیبائی خود را از دست داده بودند. آنها از خواسته لوئی برای افزایش مالیاتها اطاعت نکرده و خود را یک مجمع ملی اعلام نمودند.
هجوم به باستیل
در 14 ژوئیه 1789 ساکنان خشمگین پاریس، از ترس حمله سربازان پادشاه بسوی زندان باستیل هجوم بردند. این شورش منجر به شکل گیری قیامی در سرتاسر فرانسه به نام «ترس عظیم» شد. در ماه آینده، مجمع ملی، بیانیه حقوق بشر و اتباع را که مشخص کننده حقوق طبیعی تمام شهروندان و هم چنین خواستار سطح عادلانه مالیات بود، مورد پذیرش قرار داد.
لوئی می گریزد
در ژوئن 1791 لوئی شانزدهم به همراه همسرش ماری آنتوانت (93- 1755) و فرزندانشان سعی در فرار از فرانسه داشتند. آنها در شهر وارن دستگیر، و به پاریس بازگردانده شدند. این شب که موسوم به «شب وارن» است، تبدیل به نقطه عطفی در انقلاب شد. لوئی حمایت بسیاری از مردمی را که تا آن زمان به او وفادار بودند از دست داد. در آوریل آینده دولت انقلابی علیه اتریش و پروس اعلان جنگ داد.
نظام پادشاهی از بین می رود.
بعد از قیام اوت 1792 و انتخابات ماه بعد، مجلس جدید پر از سر سخت ترین دشمنان لوئی شد. لوئی به اتفاق همسرش و فرزندانش به زندان افکنده شد و در 21 سپتامبر مجلس رای به انحلال پادشاهی داد. پادشاه متهم به خیانت شد و در 21 ژانویه 1793 اعدام گشت.
دوره وحشت
طولی نکشید که شورشهای بزرگی علیه انقلاب در بخشهای مختلف فرانسه آغاز شد. انقلابیون افراطی موسوم به ژاکوبین ها به رهبری ماکسیمیلین روبسپیر (94- 1758) قدرت را در دست گرفتند. افراطیون با دستگیری تمام دشمنان انقلاب، سعی در کنترل اوضاع داشتند. «دوره وحشت» آغاز گشت و مردم فرانسه در وحشت از دست دادن جان خود زندگی می کردند.
پایان وحشت
در بسیاری از جهات، پایان دوره وحشت در ژوئیه 1794، پایان انقلاب نیز محسوب می شد. یک دولت ضعیف موسوم به «راهنما» قدرت را در اختیار گرفت. در سال 1799، یک ژنرال جاه طلب فرانسوی به نام ناپلئون بناپارت (1821- 1769) فرمانروای فرانسه شد. وی در سال 1804 خود را امپراتور فرانسه خواند. سالهای دموکراسی فرانسه به پایان رسیده بود، اما هنوز شعار اصلی انقلاب «آزادی، برابری، برادری» به مردان و زنانی که در سرتاسر دنیا در جستجوی آزادی و عدالت بودند روحیه می داد.
دوره وحشت
در سال 1793م یک گروه افراطی به رهبری روبسپیر قدرت را در پاریس بدست می گیرد. این گروه هر کسی را که تهدیدی برای انقلاب محسوب می شد، دستگیر و اعدام می نمود. حدود 35000 نفر، از جمله رهبر محبوب، دانتون، در این کشتارها از بین رفتند. دوره وحشت با اعدام روبسپیر در ژوئیه 1794 پایان یافت.
حقایق ثبت شده
انقلابیون سعی در تغییر نحوه اداره فرانسه داشتند. از مردم خواسته شده بود تا همدیگر را بجای «مادام» و «موسیو» همشهری خطاب کنند. یک تقویم جدید درست شد. سال اول این تقویم از 22 سپتامبر 1792 شروع می شد و به ماهها نامهای جدید، نظیر برومر (مه آلود) و ترمیدور (گرم) داده شده بود. این تغییرات مدت زیادی دوام نیافتند. اما تغییرات دیگری از قبیل به کار گرفتن سیستم اندازه گیری «متریک» و استفاده از فرانک فرانسه به عنوان پول رایج کشور، دوام یافتند.
انقلاب آلمان
در بهار سال 1848 در آلمان انقلابی صورت گرفت و این نخستین انقلاب آلمان بود و بسیاری از مسایلی که در پایان سده هجدهم در فرانسه حل شده بود،برای اوّلین بار در آلمان به وجود آمده بود.مبرم ترین وظیفه،یکپارچه شدن کشور و تاسیس دولتی از مردم آلمان بود زیرا این کشور از سی و هشت دولت تشکیل گردیده بود و همگی شاهزادگانی که بر مناطق سی و هشت گانه فرمان می راندند غالباً با یکدیگر در حال جنگ بودند و سرانجام در ماه مارس 1848 نسیم این انقلاب و اتّحاد برای اوّلین بار در بادن، باواریا، وهسن و دارمشتات وزید و شعارهای اصلی تظاهر کنند گان وحدت آلمان و آزادی بود و سرانجام در ماه مه1848 مجلس موسسان سراسری آلمان در فرانکفورت آلمان تشکیل گردید امّا سخنرانی ها و بحث های طولانی کاری از پیش نبرد و بعد از وقایع بسیار در ماه ژوئن 1849 پارلمان فرانکفورت تعطیل کامل و ضدّ انقلاب پیروز گردید.
انقلاب آمریکامجموعه رویدادها و اندیشهها و تغییراتی که منجر به جدائی سیزده ایالت آمریکای شمالی از بریتانیا شد به انقلاب آمریکا معروف است. زمان آغاز و پایان این انقلاب مورد بحث است ولی عموما سال 1757 میلادی را سال شروع آن و سال 1789 و ریاست جمهوری جرج واشنگتن را پایان آن میشمارند.
چرایی وقوع انقلاب اسلامی ایران
انقلاب اسلامی ایران علل چهارگانه وقوع انقلاب را، در نوع نیرومند آن نشان داد:1- نارضایتی عمیق از شرایط حاکم با شاخص هایی مانند خستگی و تنفر مردم از وعده تکراری و دروغین رسیدن به دروازه های تمدن بزرگ شاه و شعارهای طردکننده رژیم مانند مرگ بر شاه و نظام شاهنشاهی نابود باید گردد، آشکار بود. برخلاف همه یا بیشتر انقلابهای معاصر که تنها گروههای خاصی در آنها شرکت داشتند در ایران اکثر قریب به اتفاق جمعیت کشور از رژیم پهلوی ابراز تنفر می کردند. با توجه به این واقعیت که ناخشنودی مردم با جنبه های فکری و عقیدتی آمیخته گردید می توان گفت نارضایتی در ایران از دیگر انقلابهای معاصر شدیدتر و عمیق تر بود.
2- گسترش و پذیرش اندیشه و ایدئولوژی جدید جایگزین در انقلاب اسلامی با شاخص شعارهای انقلابیون در بیان آرمان های جدید که در تظاهرات های خیابانی، سخنرانی ها و نوشته های زمان وقوع انقلاب دیده می شد و بی توجهی همگانی به شعارهای گروههای غیر اسلامی به رغم تبلیغات گسترده آنها قابل مشاهده بود. به طور کلی، در پی شکست مارکسیسم و ناسیونالیسم، با تلاش گروههای اسلامی، اندیشه احیای دین و بازگشت به خویشتن روز به روز نیرومند تر شد و کسانی که در انقلاب شرکت جستند به اینکه ایدئولوژی اسلامی باید جایگزین ایدئولوژی قدیم حاکم گردد، معتقد گردیدند.
از سوی دیگر جمعیت پذیرنده آرمانهای انقلاب اسلامی نیز که بر خلاف سایر انقلابهای معاصر بسیار بود، به گونه ای که می توان گفت جز بخشی از روشنفکران که با عقاید مارکسیستی یا لیبرالی در انقلاب شرکت داشتند و عموم مردم از آرمانهای اسلامی و اندیشه های امام خمینی طرفداری می کردند. افزودن بر این اصالت فرهنگی ایدئولوژی انقلاب ایران از تفاوتهای عمده انقلاب اسلامی با دیگر انقلابهای معاصر است.
3- در وقوع انقلاب اسلامی، وجود نوعی رهبری ویژه همراه با ساختارهای خاص نقش آفرین مانند نهاد روحانیت، شبکه مساجد و انجمن های اسلامی نیز آشکار بود.
4- روحیه انقلابی در انقلاب اسلامی با شاخصهایی چون عدم تسلیم انقلابیان در برابر اقدامات رفرمیستی رژیم شاه؛ (مانند تغییر نخست وزیران، آزادی زندانیان سیاسی و آزادیهای کنترل شده مطبوعات) و بی توجهی آنان به اقدامات سرکوب گرانه (مانند حکومت نظامی) مشخص می شود.
برای کاوش در زمینه چگونگی وقوع انقلاب اسلامی مانند هر انقلاب دیگر باید به تاریخ کشور مرجوع کرد. از سوی دیگر، در بحث چگونگی وقوع انقلاب، توجه به ماهیت انقلاب بسیار راه گشا می نماید. ماهیت دینی انقلاب اسلامی و پیروزی سریع آن که با این ماهیت ارتباط داردبازگو کننده نقش مهمتر تعدادی از علل مربوط به علتهایی مانند دین مبین اسلام، مذهب تشیع و ویژگی ظلم ستیزی و عدالت خواهی آن، نهضتها و حرکتهای شیعی گذشته، مراسم مذهبی (عزاداری در ماههای محرم و صفر به ویژه روزهای تاریخی تاسوعا و عاشوراحسینی)، نهاد روحانیت و ارتباط دائمی آن با مردم و رهبری هوشمند و قاطع امام خمینی. در حقیقت فرهنگ مذهبی مردم ایران به رغم نمودهای آشکار فرهنگ پرزرق و برق غربی، نهادهای فرهنگی تاریخی و رهبری امام خمینی در ایجاد و پیروزی سریع انقلاب نقش اساسی داشت. چگونگی وقوع انقلاب اسلامی است.
منابع و ماخذ
1.اطلاعات عمومی/عبدالحسین سعیدیان2.فرهنگ علوم سیاسی/محمّد رضا بابایی
3.سایت اینترنتی www.wikipedia.org
4.سایت اینترنتی www.roshd.ir